X
تبلیغات
...::گروه زیست شناسی استان خوزستان::... - در باره بیماریهای اتوایمن چه می دانید؟
به وبلاگ گروه زیست شناسی استان خوزستان خوش آمدید.

انواع ايمنی

           ایمنی ممکن است ذاتی یا اکتسابی باشد.

           ایمنی ذاتی دو خصوصیت عمده دارد:

1-     توانایی محدود آن در شناسایی میکروب های مختلف

2-     ماهیت تکراری و بدون تنوع آن که در برابر اکثر عوامل عفونی به شکل واحد و یکنواختی رفتاری می کند. (2).

         سلول های مجری اصلی در ایمنی ذاتی نوتروفیل ها، فاگوسیت های تک هسته ای و سلول های کشنده ی طبیعی (NK) می باشند. (5).

            ماده ای که سبب ایجاد ایمنی اکتسابی می گردد آنتی ژن نام دارد. (3).

            مهم ترین خصوصیات این نوع ایمنی عبارتند از:

1-اختصاصی بودن برای هر مولکول با دقتی بی نظیر

2-به صورت تخصصی عمل نموده وبرای پاسخگویی به میکروبهای گوناگون به شیوه ی ویژه ای متوسل می شود.

3-توانایی به خاطر سپردن در برخوردهای متوالی (خاطره ی ایمونولوژیک) یعنی با هر بار تکرار این برخورد مکانیسم های دفاعی بیشتر تحریک می شوند.

4-سیستم ایمنی اختصاصی از لنفوسیت ها و فرآورده های آن ها نظیر آنتی بادی ها تشکیل می گردد. (2)

سه دسته سلول اصلی که شامل لنفوسیت های B,T و سلول های عرضه کننده ی آنتی ژن (APC) در ایمنی اکتسابی دخالت دارند و تداخل عمل پیچیده ی این نوع سلول ها برای ایجاد پاسخ ایمنی کامل، ضروری است.

خودایمنی

            یکی از ویژگی های اصلی سیستم ایمنی توانایی تشخیص بین آنتی ژن های خودی از غیر خودی است. بنابراین لنفوسیت های فعال قادرند آنتی ژن های بیگانه را شناسایی کنند و به آنها پاسخ مناسب داده و در حذف آن ها از طریق کارسازهای ایمنی مبادرت ورزند. ولی این لنفوسیت ها در مقابل آنتی ژن های خودی فاقد این توانایی هستند.  این ویژگی بسیار با ارزش، خاص سیستم ایمنی اختصاصی است در صورتی که برخی از سلول ها و مولکولهای دخیل در حفظ تعادل بدن، دفاع میزبان و التهاب قادر به افتراق خودی از غیر خودی نیستند. (2).

            عدم پاسخگویی سیستم ایمنی به تحریک آنتی ژن را تحمل ایمونولوژیک  می نامند. (4). تحمل ایمونولوژیک ممکن است در نتیجه ی جلوگیری از بلوغ لنفوسیت های واکنش دهنده ی خودی یا ممانعت از فعال شدن لنفوسیت های اختصاصی یا مرگ لنفوسیت های اختصاصی آنتی ژن باشد.

            نبود تحمل به خود موجب بروز واکنش های ایمنی برضد خود فرد یا آنتی ژن های خودی می شود. به این واکنش ها خود ایمنی  و به بیماری های ناشی از آن بیماری خود ایمنی گفته می شود.

 


 

1- Antigen Presenting Cell

 Immunologic tolerance-2

Autoimmunity-3

 

در سال 1960 تصور بر این بود که تمام لنفوسیت های واکنش دهنده ی خودی درروند تکاملی از سیستم ایمنی حذف می شوند و چنان چه حذف این لنفوسیت ها میسر نباشد منجر به خود ایمنی می شود. از سال 1970 حجم زیادی از اطلاعات و تجربیات آزمایشگاهی در مورد خود ایمنی انجام شد و به این نتیجه رسیدند که تمام لنفوسیت های واکنش دهنده در برابر بافت های خودی حذف نمی شوند حتی افراد کاملاً طبیعی و سالم هم تعدادی از لنفوسیت های واکنش دهنده ی خودی را وارد گردش خون می نمایند ولی بیماری خود ایمنی ایجاد نمی کنند چون فعالیت این گونه لنفوسیت ها تحت نظارت رده ها یا کولون های سلول های آنرژی و کولون های سرکوب کننده کنترل می شوند. هر گاه این کنترل در یک فرد دچار اختلال شود پدیده ی خود ایمنی به وجود می آید و در نتیجه لنفوسیت های T و یا B به صورت غیر عادی فعال شده و از طریق سیستم ایمنی هومورال یا سلولی بیماریهای خود ایمنی ایجاد می شود. (2).

 

اصول کلی خود ایمنی (مکانیسم های خود ایمنی)

ایمنی شناسان، امکان واکنش سیستم ایمنی فرد برضد آنتی ژن های خودی و ایجاد آسیب بافتی را از هنگام شناخت اختصاصی بودن پاسخ های ایمنی برای آنتی ژنهای بیگانه پذیرفته اند. (2).

در اوایل دهه ی Paul Erlich 1900 واکنش های ایمنی زیان بار یا «توکسیک» علیه نسوج خودی را ابداع نمود.

 Macfarlane Burnet با ارائه ی نظریه ی گزینش کلونال حدود 50 سال بعد نتیجه گرفت که رده های لنفوسیتی اتوراکتیو در طی تکامل حذف می شوند تا از واکنش های خود ایمنی جلوگیری شود. هم اکنون می دانیم که این فرضیه تا حدودی صحیح می باشد. اگر چه در بسیاری موارد دستخوش تغییراتی شده و تعمیم های نیز پیدا کرده است. خود ایمنی یکی از علل اصلی ایجاد بیماری در انسان می باشد و تخمین زده می شود 1 تا 2 درصد از جمعیت ایالات متحده به آن مبتلا باشند. تشخیص بالینی خود ایمنی اغلب نادرست و بی اساس می باشد. بسیاری از بیماریهای که در آن واکنش های ایمنی به همراه آسیب نسجی وجود دارند به عنوان خود ایمنی نامیده می شوند ولی این نام گذاری ممکن است صحیح نباشد. مثلاً آسیب نسجی که در جریان پاسخ های ایمنی طبیعی بر ضد آنتی ژن های بیگانه بروز می کند، بیماری خود ایمنی محسوب نمی شود از این گذشته، وجود آنتی بادی ها یا سلول های T واکنش دهنده با آنتی ژن های خودی ممکن است محلول آسیب نسبی باشد و نه علت آن. برای مثال، در برخی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد، آنتی بادی هایی بر ضد یک سری آنتی ژن های میوکارد که پیش تر، از تیررس سیستم ایمنی پنهان مانده بودند تولید می شود. واضح است که در این مورد «اتو آنتی بادی ها» عامل ایجاد انفارکتوس میوکارد نمی باشند.

    خود ایمنی نتیجه ی نارسایی یا شکست مکانیسم هایی است که به طور طبیعی مسئول حفظ تحمل به خود می باشند. (4)

    قابلیت بروز خودایمنی درهمه ی افراد وجود دارد. چون همه وارث ژن هایی هستند که می توانند گیرنده های لنفوسیتی برای آنتی ژن های خودی راکدکنند. (۲)

    به علاوه بسیاری از آنتی ژن های خودی نیز به راحتی در دسترس سیستم ایمنی قرار می گیرند.

    در بیماری های خود ایمنی مختلف مکانیسم های اجرایی مختلفی مسئول ایجاد آسیب سنجی می باشند. این مکانیسم ها شامل اتو آنتی بادی های در حال گردش، کمپلکس های ایمنی و لنفوسیت های T خود واکنش گر می باشند.

     یکی از مشکلات اساسی در شناسایی مکانیسم های دخیل در بسیاری از بیماری های خود ایمنی انسان، عدم امکان تشخیص آنتی ژن های آغاز گر پاسخ خود ایمنی و نیز لنفوسیت های میانجیگر این واکنش ها می باشد و از این رو است که اتیولوژی اختصاصی اکثر بیماری های خود ایمنی مشخص نمی باشد (4).

ناهنجاری های اولیه در سلولهای T,B و یا هر دو ممکن است موجب خود ایمنی شود.

 

فاکتورهای ژنتیکی دخیل در خود ایمنی

       از زمان انجام اولین مطالعات بر روی بیماران یا حیوانات مبتلا به بیماریهای خود ایمنی، روشن بود که استعداد ژنتیکی در بروز این بیماری قویاً مطرح می باشد. به عنوان مثال احتمال بروز دیابت ملیتوس وابسته به انسولین که یک بیماری خود ایمن جزایرپانکراس محسوب می شود در دو قلوهای تک تخمی 35 تا 50 درصد و در دو قلوهای دو تخمی 5 تا6 درصد می باشد (4).

       نقش عوامل ژنتیکی در خود ایمنی هنگامی مورد توجه قرار گرفت که دیدند اگر یکی از دو قلوهای تک تخمی مبتلا به یک بیماری خود ایمنی باشد، احتمال وقوع همان بیماری در قل دیگر نسبت به یک فرد عادی در آن جامعه بیش تر است. به علاوه این احتمال در دوقلوهای تک تخمی (متشابه) از دوقلوهای دو تخمی بیش تر است (6).

       مطالعات انجام گرفته بر روی خانواده ها و نیز بررسی و تعیین ژنوتایپ مدل های حیوانی آمیزش داده شده، موید آن بوده اند که ژن های مستعد کننده ی متعددی در بروز یک بیماری خود ایمن دخالت دارند. غالباً تداخل عمل پیچیده ای در بین این ژن ها حکم فرماست. نفوذ این ژنها اندک و ناکامل می باشد و الگوی توراث آن ها نیز از اصول مندلی پیروی نمی کند. به این ترتیب گوناگونی ژنتیکی قابل توجهی در بیماری های خود ایمن تظاهر می کند. نتیجه ی قابل توجه آن که اکثر ژن های مستعد کننده می توانند شانس ابتلا به یک بیماری خاص را افزایش دهند لیکن هیچ یک نمی توانند به تنهایی تعیین کنند که آیا یک فرد در آینده به اختلال خود ایمنی دچار خواهد گردید یا خیر. از میان تمام ژن هایی که با پدیده ی خود ایمنی در ارتباط هستند، قوی ترین همراهی مربوط به ژن های MHC و به خصوص ژن های MHC کلاس II می باشد.

 

نقش ژن های MHC در خود ایمنی

            پروتئین های MHC انسانی، آنتی ژن های لکوسیت انسانی (HLA) نامیده می شود. ژن های رمز دهنده ی این مولکولها، لوکوس HLA را تشکیل می دهند (6).

            تعیین نوع HLA در بسیاری از بیماران مبتلا به انواع مختلف بیماری های خود ایمن، نشان داده است که در مقایسه با افراد عادی، برخی الل های HLA در این بیماران با فراوانی بیش تری بروز می کند. به کمک این مطالعات می توان احتمال نسبی بروز یک بیماری در افرادی که وارث الل های مختلف HLA هستند را تخمین زد.

ارتباط ژن های غیر MHC با خود ایمنی

            پیشرفت های چشمگیری که در سال های اخیر در زمینه ی تکنیک های نقشه برداری ژنی صورت گرفته است، امکان ردیابی بهتر جایگاه های مربوط به ژن های مستعد کننده ی بیماری های خود ایمنی را فراهم نموده است. امروزه روشن شده است که ژن های متعدد دیگری نیز غیر از ژن های MHC در بروز خود ایمنی نقش دارند. به عنوان مثال به نظر می رسد که در جریان دیابت وابسته به انسولین در انسان و یا NOD در موش، حدوداً 20 ژن، زمینه را برای ابتلا به بیماری مساعد می کنند که از این میان، MHC تنها ژن مشترک، مابین انسان و موش محسوب می گردد و نقش آن به تنهایی تقریباً معادل مجموع نقش لوکوس های دیگر می باشد. با این حال توجه زیادی  صرف شناسایی ژن های غیر MHC که با بیماری های مختلف خود ایمن همراهی دارند، گردیده است و تا امروز تعدادی از آن ها نیز عملاً شناسایی شده اند. مثلاً کمبودهای ژنتیکی در تعدادی از پروتئین های کمپلمان از جمله C2 و C4 نیز با بیماری های خود ایمنی شبه لوپوس همراه بوده اند.

            در حال حاضر به کمک شاخص های پلی مورف، جایگاه بسیاری از ژن های مرتبط با بیماری های خود ایمن در حد کروموزوم مربوط شناسایی شده است (4).

 

Major Histocompatibility Complex-1

2- Human leukocyte Antigen

 

 واکنش های متقابل ایمنی بین آنتی ژن های خودی و بیگانه

            برخی از بیماری های خود ایمن با پاسخ های ایمنی کاملاً طبیعی به آنتی ژن های بیگانه نظیر میکروب ها آغاز می شوند، اما آنتی بادی ها یا سلول های T تحریک شده می توانند پروتئین خودی مشابه را نیز شناسایی کنند. (واکنش متقابل). (2).

            تب روماتیسمی نمونه ی مناسبی از این موارد است که پس از عفونت استرپتوکوکی ایجاد می شود. در این بیماری آنتی بادی های تولید شده بر ضد میکروب استرپتوکوک با پروتئین های میوکارد انسانی واکنش متقاطع دارند و در نتیجه منجر به بروز میوکاردیت می گردند. (4).

            به بیان دقیق تر چنین بیماری هایی واقعاً خود ایمن نیستند بلکه پیامد پاسخ های ایمنی ضد آنتی ژن های بیگانه می باشند. از بعضی لحاظ این نوع آنتی ژن بیگانه که چند اپی توپ مشترک با آنتی ژن های خودی دارد، نوعی واکنش متقابل بین پروتئین های خودی و بیگانه ایجاد می کند که به خود ایمنی می انجامد. با روش های تعیین ترادف مولکولی، وجود ردیف های کوتاه هم سان بسیاری، بین انواع آنتی ژن های میکروبی و خودی به خصوص مولکولهای MHC خودی، یافت شده است. به این هم سانی، تقلید مولکولی (Molecularmimicery) می گویند و ممکن است دلیلی برای این مطلب باشد که چرا پاسخ های ایمنی ضد آنتی ژن های خودی موجب واکنش با اجزای خودی می شوند. (2).

            اهمیت واقعی تقلید مولکولی در بمیاری های خود ایمنی هنوز ناشناخته است. (6).

 

عفونت های ویروسی و باکتریال

            عفونت های ویروسی و باکتریال با خود ایمنی در ارتباط می باشند و اغلب پیش از بروز تظاهرات بالینی بیماری های خود ایمنی، تظاهرات آغازین یک بیماری عفونی (Prodrome) قابل شناسایی می باشد. در اکثر این مواد میکروارگانیسم عفونت زا در ضایعه وجود نداشته و حتی هنگام بروز خود ایمنی نیز قابل شناسایی نمی باشد. بنابراین ضایعات یک بیماری خود ایمنی، حاصل عملکرد عوامل عفونی نبوده و به دلیل پاسخ های ایمنی میزبان می باشد که به وسیله ی میکروب به جریان افتاده یا از تنظیم خارج شده اند. اثرات مختلفی که عفونت ها می توانند بر جای بگذارند عبارند از: فعال شدن پلی کلونال لنفوسیت ها، التهاب موضعی نسوج که منجر به افزایش بروز کواستیمولاتورها می گردد، تغییر آنتی ژن های خودی در جهت تشکیل نئو آنتی ژن ها که تا حدی واکنش متقاطع نشان می دهند. و بالاخره آسیب نسبی که موجب رهایی آنتی ژن های مخفی (از نظر آناتومیک) می گردد.

 

بروز تغییرات آناتومیک

            تغییرات آناتومیک در نسوج، از قبیل التهاب (احتمالاً ثانویه به عفونت)، آسیب ایسکمیک و یاتروما ممکن است منجر به ظهور آن دسته از آنتی ژن های خودی شود که در حالت طبیعی از نظر سیستم ایمنی مخفی می باشند. این آنتی ژن های مخفی، احتمالاً تحمل به خود را القاء نکرده اند، بنابراین اگر ناگهان آزاد شوند، قادرند با لنفوسیت های صلاحیت دار ایمنی واکنش داده، پاسخ های ایمنی اختصاصی را القا نمایند. پروتئین های داخل چشم واسپرم دو نمونه از این آنتی ژن های پنهان (از نظر آناتومیک) هستند. بروز یوویت و ارکیت متعاقب تروماونیزار کیتی که به دنبال وازکتومی ایجاد می شود احتمالاً به دلیل بر انگیخته شدن واکنش های خود ایمنی نسبت به رهایی این دسته از آنتی ژن های خودی که قبلاً پنهانی بوده اند می باشد.

            التهاب نسجی می تواند در ساختار آنتی ژن های خودی تغییراتی ایجاد کند و موجب تشکیل شاخص های جدیدی در آن ها شود که این شاخص ها قادرند واکنش های خود ایمنی را القا نمایند. سایتوکاین هایی که در جریان التهاب به طور موضعی تولید می شوند می توانند سبب فعال شدن ماکروفاژها گردند و اگر این سایتوکاین ها، بروز کواسیتمولاتورها را تحریک کنند، ممکن است در نهایت سبب از دست رفتن تحمل محیطی شوند.

 

طيف گسترده ي بيماري هاي خودايمني

 بيماري هاي خودايمني طيف گسترده اي را تشكيل مي دهند كه در يك انتهاي آن كه با بيماري هاشيموتو مشخص مي گردد ، آنتي بادي ها و ضايعات تخربيي تنها يكي از ارگانهاي بدن را درگير مي سازند و در انتهاي ديگر كه توسط SLE مشخص مي گردد آنتي بادي ها بر عليه آنتي ژن هاي مختلف در سراسر بدن را برانگيخته مي شوند و ضايعات مشخصه ي بيماري نيز در نقاط مختلف بدن منتشر مي باشند .

بيماري هاي دسته ي اول عضو خاصي را درگير مي كنند و بيماري هاي دسته ي دوم به طور غير اختصاصي اعضا را درگير مي سازند . در بيماري هايي كه عضو خاصي درگير مي شود غالبا" عضو هدف را تيروئيد ، غدد فوق كليه ، معده و پانكراس تشكيل مي‌دهند . در مقابل در بيماري هايي كه به طور غير اختصاصي اعضا را درگير مي سازند عمدتا" پوست ، كليه ها ، مفاصل و عضلات آسيب مي بينند دسته ي اخير را بيماري‌هاي روماتولوژيك نيز مي نامند .

در هر يك از دو انتهاي طيف بيماري هاي خودايمني ، بسياري از خصوصيات بيماري ها مشترك مي باشد ، به عنوان مثال آنمي پرنيشز ، يك بيماري خود ايمني معده است ولي احتمال وجود آنتي بادي هاي ضد تيروئيد و احتمال بروز بيماري هاي خود ايمني تيروئيد در اين افراد بيش از افراد سالم است . به همين ترتيب سرم بسياري از بيمارانيكه مبتلا به بيماري هاي خود ايمن تيروئيد هستند حاوي آنتي بادي هاي ضد مخاط معده مي باشد و احتمال بروز آنمي پرنيشز نيز در اين بيماران بيش از افراد عادي است .

در انتهاي دوم طيف كه بيماري ها به طور غير اختصاصي اعضا را درگير مي كنند ، نيز خصوصيت مشترك بسياري بين بيماري هاي روماتولوژيك وجود دارد به عنوان مثال ممكن است بسياري از علايم بيماري آرتريت روما توئيد همراه تابلوي باليني لوپوس ارتيماتوي منتشر ديده شود . دراين دسته از بيماري ها كمپلكس هاي ايمني كه با آنتي‌ژن ها تشكيل مي شود به طور گسترده اي در اعضاي مختلف بدن از جمله در كليه‌ها ، مفاصل و پوست جاي مي گيرند و سبب بروز علايم منتشر بيماري ها مي‌گردند.

وجود خصوصيات مشترك بين بيماري هاي دو انتهاي طيف به ندرت مشاهده مي شود . به عنوان مثال بروز هم زمان تيروئيديت و SLE در يك بيمار بسيار غير عادي است .

در مورد بيماري هايي كه به طور اختصاصي اعضاء را گرفتار مي كنند ، آنتي ژن هاي يك عضو خاصي ، هدف تهاجم سيستم ايمني بدن قرار مي گيرند ، از اين رو ضايعات نيز به همان عضو محدود مي باشند .

مكانيسم بيماري هاي ايمونوپاتولوژيك در بيماري هاي خودايمني متفاوت مي باشد ، اين مكانيسم ها به مكان بيماري ها در طيف بيماري هاي خودايمني بستگي دارد . در موارديكه آنتي ژن ها محدود به يك ارگان خاص مي باشد واكنش هاي ايمني با واسطه‌ي سلولي و واكنش هاي حساسيت شديد نوع II اهميت زيادي دارند در بيماري‌هائيكه به طور غير اختصاصي اعضا را درگير مي كنند ، رسوب كمپلكس هاي ايمني در محل هاي فيلتراسيون پلاسما ( كليه ها ) اهميت پيدا مي كند .(7)

درمان:

درمان بيماري‌هاي خود ايمني ممكن است بر هر يك از موارد سركوب القاي خود ايمني، باز گرداندن مكانيسم‌هاي تنظيمي، يا مهار مكانيسم‌هاي افكتور متمركز گردد. جهت حذف سلولهاي واكنش دهنده نسبت به خود، درمان‌هاي سركوب كننده ايمني يا نابود كننده از همه بيشتر به كار مي‌روند. در سالهاي اخير نشان داده شد كه مسدود نمودن سايتوكاين‌ها در پيشگيري از فعال شدن ايمني در برخي از بيماري‌ها موثر است. در حال حاضر درمانهاي جديد در دست كارآزمايي باليني هستند كه از طريق بلوك كردن يك سيگنال تحريكي همزمان كه براي فعال شدن سلولي T و يا B لازم است. از طريق حذف سلولهاي B يا T رفكتور، و يا از طريق استفاده از خود اتوآنتي ژن به منظور ا لقاي تحمل، سلول لنفوئيد را به طور اختصاصي‌تري مورد هدف قرار مي‌دهند. پيشرفت اصلي در مهار مكانيسم‌هاي افكتور شامل معرفي روش بلوك كردن سيتوكاين‌ها با هدف TNF يا IL-1 بوده است كه به نظر مي‌رسد در برخي از بيماريها آسيب عضوي را محدود مي‌نمايد. درمانهايي كه مانع از آسيب عضو هدف مي‌شوند و يا از عملكرد هدف حمايت مي‌كنند، همچنان يك رويكرد درماني هم به بيماريهاي اتوايميون مي‌باشند. (8)

در بيماريهاي خود ايمن ويژه ارگان، اغلب مي‌توان علائم را با كنترل متابوليك تصحيح كرد. به طور مثال، هيپوتيروئيدي با استفاده از تيروكسين و تيروتوكسيكوز با استفاده از داروهاي آنتي تيروئيد، قابل كنترلند. در آنمي پرنيسيوز، كنترل متابوليك با تزريق ويتامين  در مياسنتی گراويس با استفاده از داروهاي مهار كننده كولين استراز، انجام مي‌شود. وقتي عملكرد از بين رفته و قابل جايگزيني توسط هورمونها نيست، مثل نفريت لوپوس يا آرتريت روماتوئيد مزمن، پيوندهاي بافتی يا جايگزين‌هاي مكانيكي ممكن است مناسب باشد. در مورد پيوند بافتي، ممكن است نياز به حفاظت در مقابل فرآيندهاي ايمونولوژيك اوليه باشد.

درمانهاي بازدارنده ايمني سنتي، مثل استفاده از داروهاي ضد ميتوز، مي‌تواند جهت خاموش كردن پاسخ ايمني مورد استفاده قرار بگيرند، اما به علت خطرات آنها فقط در بيماريهاي تهديد كننده مثل SLE و درماتوميوزيت از آنها استفاده مي‌شود(9).

با افزايش اطلاعات ما در مورد جزئيات نقايص و يادگيري چگونگي دستكاري وضعيت ايمونولوژيكي بيمار، روشهاي كمتر شناخته شده‌اي،عملي مي‌گردند. به خصوص بعضي بيماريهاي خود ايمني تجربي به طور موفقيت‌آميزي توسط پپتيدهاي اتوآنتي‌ژني و آنالوگهاي آنها و نيز توسط «واكسيناسيون» با سلولهاي T درمان شده‌اند. اين مطلب نشان مي‌دهد كه تحريك فعاليت‌هاي بازدارنده طبيعي، مثل شبكه‌ي ايديوتيپي مي‌تواند سودمند باشد.

منابع:

1-ایمونولوژی رویت 2002

2- مبانی ایمنولوژی ، فرید حسینی باقر اسلامی1379

3- چکیده ایمونولوژی، بنیامینی  2000

4- ایمونولوژی سلولی و ملکولی، عباس 1378

5- ایمونولوژی سلولی و ملکولی، عباس 1380

6- ایمنی شناسی پایه و بالینی، عباس 1382

7- ایمونولوژی سلولی و ملکولی، عباس 1375

8- ایمنولوژی ، فرید حسینی 1371

9- اصول طب داخلی هاریسون 1384

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 10:32  توسط فاطمه یوسفی نژاد - مرجان نویدی  |